شماره مطلب : 7315
زمان انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۳

گسترش ریاکاری در سایه اصالت دادن مدیران به ظواهر و کلیشه‌ها

امروزه انسانهای شایسته‌ای که ظاهرسازی را مغایر با عزت نفس می‌دانند، منزوی شده، افراد سبک‌سر و سیاس با ظاهری متین و تکرار الفاظی خوشایند از نردبان قدرت بالا می‌روند.

به گزارش گنابادتایمز ريا از گناهان بزرگ است و ريشه آن عدم معرفت و يا كمى معرفت نسبت به خداوند متعال و نيز بى‏خبرى از جايگاه رفيع انسان و هدف زندگى اوست. انسانى كه همه توفيقات و نعمت‏ها و دارايى خود را از خداوند متعال مى‏داند و باور دارد كه همه قدرت‏ها و نعمت‏ها و وجود ما از اوست و اگر يارى و كمك او نباشد، موفق به هيچ كار خيرى و كمالى نمى‏شويم، اعمال خود را بزرگ و مهم به شمار نمى‏آورد و آن را به رخ ديگران نمى‏كشد، اين كار معنايش اهميت دادن به كارهاى خود و بزرگ جلوه كردن آن در نظر فرد رياكار است ودلالت مى‏كند كه من اين توانايى و قدرت و كمال را از خودم دارم نه از خداوند.چرا آدمى كارى را براى مردم و به قصد توجه آنان انجام دهد حتى اگر فرض كنيم كه تمامى مردم سپاسگزارند و قدر كار ديگرى را دانسته و به آن ارج خواهند نهاد باز هم انجام كار براى جلب نظر آنان حماقت است. زيرا هر قدر كه آنان سپاسگزارى كنند عافيت همه زوال پذير و نابود شدنى هستند .

حال چرا انسان بر روى آب خانه بسازد و بر باد لانه گزيند اگر اين جهان خدايى دارد كه ازلى و ابدى است و همه اعمال در نظر اوست و اوست كه يَعْلَمُ اَلسِّرَّ وَ أَخْفى‏ يَعْلَمُ خائِنَةَ اَلْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي اَلصُّدُورُ .

سر و مخفی ‏تر از سر را می ‏داند حركت چشم ها آنچه را كه قلب ها پنهان كرده می ‏داند چرا آدمى با او معامله نكند و سرمايه عمل را كه بالاترين ارزش آورى انسان است در نزد او ذخيره ننمايد.

چرا بنا را بر پايه‏اى استوار و خلل ناپذير بنا نكنيم آيا سزاوار است كه آدمى كوچك‏ترين حركات خود را براى بندگانى كه نوعا ناسپاس هستند انجام دهد و عمل را تباه سازد چرا براى خداوند كار نكند و تنها او را طرف حساب خود قرار ندهد كه نه ناسپاس است و نه بى اطلاع و نه ناتوان از دادن اجر و مزد؟

در این مجال به بررسی این آفت اجتماعی و ریشه های به وجود آمدن آن در جامعه به نقل از آی پرس می پردازیم.

شاید یکی از آفات دینی ما که متجلی در صحنه اجتماع نیز همیشه بوده است، ریا و ریا کاری بوده که ثمرات بد و ناخوشایندی داشته است.ریاکاری پس از مدتی موجب انحطاط، ارتشاء و باندبازی در جامعه می شود و افکار عمومی را منزجر می کند 
“آگاه باشید که ریا (هرچند اندک) شرک است و هم‌نشینی با اهل هوی و هوس، عامل فراموشی ایمان و زمینه حضور شیطان است.”   امام علی(ع)
تظاهر و ریا شاید آفت عمومی جوامع دینی تلقی شود. هر چند اکنون تا حدودی حصارها شکسته شده و فردگرایی رو به گسترش است و دیگر بازار ریا و تظاهر مانند گذشته گرم نیست، اما هنوز هم از بین نرفته، کسانی برای دستیابی به موقعیت‌های برتر از این حربه استفاده می‌کنند. 
یکی از عوامل گسترش ریاکاری اصالت دادن مدیران جامعه به ظواهر و کلیشه‌هاست. وقتی متقاضیان کار و ارباب رجوع متوجه اهمیت ظواهر برای مدیران می‌شوند، با زیرکی ظاهر خود را با خواسته آنان ولو به صورت گذرا مطابقت می‌دهند و با دو شخصیت پنهان و آشکار از سد نظارت مدیران می‌گذرند و به مقصد می‌رسند. در این میان تنها اخلاص که گوهر دین به شمار می‌آید قربانی می‌شود، افراد فرصت‌طلب با مهارت در سایه‌ی ریاکاری خویش وارد گردونه قدرت سیاسی و اقتصادی می‌شوند و به نان و نوایی می‌رسند.

گرچه اگر عمل انسان بر اخلاص، ایمان، شناخت و عواطف دینی متکی نباشد، فاقد ارزش است، اما برخی مدیران و نخبگان چون روشی برای درک دینداری دیگران نمی‌شناسند، به ظواهر بسنده می‌کنند. البته در جامعه اسلامی حفظ ظواهر و شئون اجتماعی کم اهمیت نیست و اجتماع مسلمین باید از ظاهری آراسته و شایسته احکام و اخلاق دینی برخوردار باشد، اما افراط در ظاهر سازی نتیجه‌ای جز ریاکاری و دورنگی ندارد.

امروزه انسانهای شایسته‌ای که ظاهرسازی را مغایر با عزت نفس می‌دانند، منزوی شده، افراد سبک‌سر و سیاس با ظاهری متین و تکرار الفاظی خوشایند از نردبان قدرت بالا می‌روند. استمرار این وضعیت موجب می‌شود تا نظام اداری، اقتصادی و اجتماعی به تدریج از درون پوک شود و باندها و گروه‌هایی در بدنه حاکمیت، منافع نامشروعی را برای خود سازماندهی کنند و به نام دین، کام خود را از امکانات ملی شیرین سازند.

چون ظاهرسازی و دورنگی با فطرت الهی انسان سازگار نیست، پس از مدتی موجب انحطاط، ارتشاء و باندبازی در جامعه شده و افکار عمومی را منزجر می‌کند. باید با روش‌های سنجیده‌ای مدیران جامعه را از افراط در ظاهرگرایی و اصالت دادن به کلیشه‌ها بازداشت و قبح رذایلی چون ریا را با زبان هنر، وعظ و ادب برای جامعه تشریح کرد و با تشویق و قدردانی از کسانی که وجدان کاری دارند و مخلصانه برای تحقق اهداف انقلاب و خدمت به جامعه  می‌کوشند، زمینه را برای طرد عناصر متملق و دو رنگ از گردونه قدرت فراهم نمود.

عملکرد افراد بهترین راه تشخیص وجدان کاری آنهاست. فرد مطیعی که ظاهری موجه دارد اما کار موثری برای مردم نمی‌کند و تنها از مقام خود برای راحتی خویشاوندان و بستگانش بهره می‌جوید، نباید با فرد منتقدی که گرچه ظاهری موجه ندارد، اما با کارنامه‌ای درخشان برای اعتدال دین و رفاه مردم می‌کوشد، مساوی قلمداد گردد. اگر اصل را بر دستاورد افراد بگذاریم و عملکردها را ارزشیابی کنیم، فضای مدیریت جامعه غنی می‌شود و مدیران از خطر افراط در ظاهرگرایی نجات می‌یابند. ادای حقوق مردم بدون توجه به ظواهر ایشان، پایگاه ریا در بستر فرهنگ عمومی را تضعیف می‌کند.

کلید واژه ها

دیدگاه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جدیدترین ها