تاریخ : چهارشنبه, ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹ 16 ذو الحجة 1441 Wednesday, 5 August , 2020
1

بازخوانی رابطه دو شیخ معتدل ؛ هاشمی و روحانی

  • کد خبر : 6253
  • 17 فوریه 2014 - 11:23

حالا هاشمي و روحاني شانه به شانه هم مي‌روند. هر‌چند حسن روحاني تلاش‌هايي هم داشته باشد براي نشان‌دادن استقلال؛ استقلالي که شايد خيلي به مذاق هاشمي خوش نيايد. غيبت‌هاي مکرر حسن روحاني در جلسات مجمع شايد نشانه‌اي از اين ماجرا باشد

به گزارش گنابادتایمز، امیر معلمی در خردآنلاین می نویسد :

حسن روحاني ۶ ماه پس از تشکيل دولتش در کجاي سپهر سياسي ايران ايستاده است؟ آيا همچنان در تعريف پوزيشن سياسي او باید بگوييم حسن روحاني در طول يا زير‌مجموعه سياسي اکبر‌ هاشمي‌رفسنجاني تعريف مي‌شود؟ پاسخ اين سوال‌ها براي تحليلگران سياسي مي‌تواند تصويري از معادلات سياسي پيش رو خصوصا در آستانه انتخابات مجلس را نمايان سازد.

براي رسيدن به تفسيري درست در اين زمينه بايد به سال‌هاي قبل و نسبت سياسي حسن روحاني و هاشمي رفسنجاني قبل از انتخابات ۲۴ خرداد بپردازيم.

 داستان دو شيخ

مرور خاطرات مشترک حسن روحاني و اکبر هاشمي رفسنجاني نشان مي‌دهد آنها همواره کنار يکديگر قرار داشته‌اند؛ هر جا هاشمي بوده حسن روحاني هم حضور داشته است.  هر دو عضو جامعه روحانيت‌مبارز بوده‌اند و در ذات سياسي‌شان مي‌توان گرايش‌هاي محافظه‌کاري و راست مدرن را به خوبي ديد. همين جايگاه، آنها را براي ساليان زياد مقابل اصلاح‌طلبان قرار داده بود. اين وضعيت اما براي هميشه تداوم نيافت.وقتي اکبر هاشمي رفسنجاني در رقابت با محمود احمدي‌نژاد از رسيدن به پاستور بازماند، معترض و منتقد وضعيت موجود و رئيس‌جمهوروقت شد. چنين شرایطي او را از جايگاه سياسي سابقش دور ساخت. چه اينکه سخنش ديگر از جنس دوستان و رفقاي اصولگرايش نبود. او حالا همان حرف‌هايي را مي‌زد که اصلاح‌طلبان مي‌گفتند.  هاشمي ‌البته در اين راه تنها نماند. افراد ديگري همچون علي اکبر ناطق نوري، حسن روحاني و برخي وزرا و مديران دولت هاشمي هم با رفتار و گفتار انتقادي و اعتراضي محمود احمدي‌نژاد، در کنار هاشمي رفسنجاني ايستادند. حالا مجمع تشخيص مصلحت‌نظام به محلي براي گعده منتقدان دولت وقت تبديل شده بود؛ گعده‌اي که در آن هم چهره‌هاي اصلاح‌طلبي چون مجيد انصاري از دل مجمع روحانيون ديده مي‌شد هم افرادي مانند ناطق نوري و حسن روحاني از قلب جامعه روحانيت مبارز. اين افراد مخالف محمود احمدي‌نژاد بودند وبه راهي براي بازگشت به قدرت رسمي در پاستور فکر مي‌کردند. راه نخست به باور هاشمي پس از مدتي بازگشت خودش به ساختمان پاستور بود.

 هاشمي‌ و ماجراي ارديبهشت ۹۲

«هنوز بنا ندارم وارد صحنه شوم. اگر مطمئن بودم کسي غير از من نمي‌تواند شرايط کشور را تغيير دهد، لحظه‌اي ‌ترديد نمي‌کردم و وارد عرصه مي‌شدم.» «به‌احتمال ۹۰ درصد در انتخابات رياست‌جمهوري کانديدا نخواهم شد، مگر آنکه يک مطالبه عمومي در کشور شکل گرفته و بنده احساس تکليف نمايم.» اين سخنان هاشمي را اگر در کنار سخنان خانواده‌اش که مي‌گفتند «هاشمي ‌قطعا نمي‌آيد» قرار مي‌داديم، ديگر مطمئن مي‌شديم او فکر ديگري غير از کانديداتوري در ذهن دارد. زمان اما هر چه مي‌گذشت حرف‌هاي اکبر هاشمي‌رفسنجاني بيشتر بوي آمدن مي‌گرفت. همه چيز رفته‌رفته از فراهم شدن نامزدي خبر مي‌داد. او ديگر مي‌گفت کشور به چيزهايي احتياج دارد و در رسم مختصات روزگار جديد از نياز به کاراکتري سخن به‌ميان مي‌آورد که به ناگاه همه نگاه‌ها رو به سوي او خيره مي‌شد.

 دولت وحدت ملي از ناطق تا‌ هاشمي

«من با محور خودمان نگفتم (تکذيب کانديداتوري براي اجراي ايده دولت وحدت ملي) در محور نيروهاي خانواده انقلاب و نظام اسلامي گفتم. کاري که خودم در دوره قبل کردم، آن را مصداقي از وحدت ملي مي‌دانم. وقتي که کارزار انتخاباتي روشن شود و اگر ببينم آن کسي را که مي‌پسندم و فکر مي‌کنم به اهداف انقلاب بهتر مي‌تواند خدمت کند، از او حمايت مي‌کنم.» سخني که موجب شده همه فکر کنند منظور هاشمي يا ناطق نوري است يا شيخ حسن روحاني؛ او اما در آخرين روز ثبت‌‌نام آمد تا بگويد مي‌تواند خودش مجري چنين ايده‌اي باشد. طرحي قديمي‌ که روزگاري علي اکبر ناطق‌نوري سخت در پي اجراي آن بود.

فارغ از اينکه در آن روزهاي پاياني ارديبهشت چه گذشت و هاشمي چرا و چگونه نتوانست به اين انتخابات به‌عنوان کانديدا وارد شود ابتداي خرداد روزگار جديدي براي سياست‌ورزي شيخ بود. هفته‌نامه مثلث در بهمن ۹۱ در گزارشي با عنوان «تصميم سخت و آسان » نوشته بود که اگر هاشمي رفسنجاني نامزد انتخابات ۹۲ نباشد بي‌شک اين حسن روحاني خواهد بود که مورد حمايت و اجماع او و اصلاح‌طلبان قرار خواهد گرفت. مثلث در آن گزارش پيش‌بيني کرده بود که اکبر هاشمي رفسنجاني عرصه را به‌گونه‌اي مهيا خواهد کرد که اصلاح‌طلبان چاره‌اي جز حمايت از يک نامزد اصولگراي نزديک به هاشمي يعني فردي مانند حسن روحاني نداشته باشند.

در خرداد ۹۲ زمان براي تاييد اين پيش‌بيني فرارسيده بود. هاشمي ردصلاحيت که شد نه تنها به گوشه‌اي نرفت بلکه خود يک پاي انتخابات شد. او براي پيروزي حسن روحاني همه کار کرد؛ از جلسات متعدد با نيروهاي موثر سياسي تا سخنراني و حمايت رسمي و روشن از او. ۲۴ خرداد نامزد مورد حمايت او رئيس‌جمهور شد.

 هاشمي، روحاني و ۲۴ خرداد

حاميان هاشمي فسنجاني درباره علل پيروزي حسن روحاني به سه نکته اشاره مي‌کنند:

۱- حسن روحاني با حمايت رسمي هاشمي‌توانست درصدي از آراي انتخاباتي خود را به دست آورد.

۲- موج رد‌صلاحيت هاشمي و تاثير آن بر شيفت آرا به سبد انتخاباتي حسن روحاني.

۳- راضي کردن اصلاح‌طلبان توسط هاشمي براي حمايت از حسن روحاني.

در همين ميانه است که برخي نزديکان هاشمي رفسنجاني، شفاف و صريح مي‌گويند روحاني پيروزي‌اش را در انتخابات مديون هاشمي است. امري که البته حسن روحاني بارها به صورت غير‌مستقيم به آن واکنش نشان داده است. او مي‌گويد پيروزي‌اش را در انتخابات حاصل حمايت هيچ فرد جناحي نمي‌داند. محسن رفيق‌دوست در مصاحبه‌اي با مثلث روايتي دارد از سخنان حسن روحاني در جلسه خصوصي با او که چند ساعت پس از پيروزي در انتخابات بيان شده است: «آقاي روحاني معتقد است که به هيچ‌کس جز مقام‌معظم‌رهبري بدهکار و وامدار نيست. حتي از آقاي هاشمي و آقاي خاتمي‌ هم نام مي‌برد و مي‌گويد که من به اينها وامدار نيستم.»

 روحاني؛ اصلاح‌طلب يا اصولگرا؟

در شرايطي که اکنون قرار داريم برخي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان سخت اصرار دارند که روحاني را فردي از جناح خود معرفي کنند. واقعيت اين است که حسن روحاني نه فراجناحي که فردي ميان جناحي است. اگرچه روزگاري شناسنامه سياسي‌اش حکايت از تعلق به قلب راست سنتي داشت امروز او اما در درست‌ترين تفسير در ميانه دو جناح سياسي قرار گرفته است. رخدادي که البته نه فقط براي او که براي افرادي مانند او در اين سال‌ها تجربه شده است؛ از علي اکبر ناطق نوري تا اکبر هاشمي رفسنجاني. افرادي که در دوره‌اي از سران جامعه روحانيت و به تبع آن از استوانه‌هاي راستگرايان به‌شمار مي‌آمدند اما امروز با تغييرات آرايش نيروهاي سياسي که با روي کار آمدن محمود احمدي‌نژاد پديد آمد، به سمت ديگري شيفت کرده‌اند؛ جايي نزديک همان مکان سياسي که برخي اصلاح‌طلبان ايستاده‌اند و از آن به جناح ميانه نام مي‌برند که شايد نام ديگرش اصلاح‌طلبي يا اصولگرايي ميانه‌رو باشد. چيدمان سياسي تغيير کرده است. اين ائتلاف تاکتيکي است يا امري طبيعي، طولاني مدت است يا کوتاه مدت، هرچه هست اما سامان جديد حکايت از جاگيري متفاوت نيروهاي سياسي دارد. ساماني که اتفاقا با رئيس‌جمهور شدن حسن روحاني حالا با قدرت سياسي هم عجين شده است. کابينه او از همين سامان نشأت گرفته؛ ائتلافي از راستگرايان و چپگرايان سال‌هاي دور. سال‌هايي که محمود احمدي‌نژاد نبود؛ سال‌هايي که يا راستگرايان بر سر قدرت بودند يا چپ‌ها روزگار خوش سياست‌ورزي را تجربه مي‌کردند. يک سر کابينه حسن روحاني مصطفي پورمحمدي است، از راست سنتي و يک سر ديگر فهرست هم فرجي داناست، از چهره‌هاي اصلاح‌طلب. اين يعني اينکه کابينه روحاني درست از همانجايي تشکیل شده که خود او اکنون در آن قرار دارد. جايي که شايد بايد نامي ‌برايش نهاد و لقبي برايش در نظر گرفت؛ جايي که البته می توان آن را محل حضور نيروهاي خط‌ سوم ناميد. آنها در ميان دو جناح ايستاده‌اند و اينچنين است که حتي با نقد نيروهاي هر دو جناح هم مواجهند؛ چه انتقاداتي که از سوي اصلاح‌طلبان روانه شان مي‌شود و چه اعتراضاتي که از سوي اصولگرايان اين روزها شنيده مي‌شود.

 روحاني، هاشمي و انتخابات مجلس دهم

 حالا انتخابات مجلس دهم در پيش است. بي‌شک جريان سياسي نزديک به حسن روحاني با توجه به اينکه گفتمان غالب در کشور متعلق به آنهاست، شانس خوبي براي اين انتخابات خواهند داشت. قدرت رسمي در اختيار آنهاست و چنين شرايطي اوضاع را براي هر دو جناح سياسي کشور متفاوت کرده است. به يک معنا در هر دو جناح طيف‌هايي خواهند بود که تمايل به ائتلاف سياسي با جريان نزديک به دولت در انتخابات مجلس داشته باشند.

به ديگر سخن اينکه حسن روحاني که اکنون در ميانه هر دوجناح سياسي ايستاده با رجوع گروه‌هاي مهم اصولگرا و اصلاح‌طلب براي انتخابات مجلس مواجه خواهد شد.

در چنين شرايطي بايد بار ديگر در تحليل شرايط پيش‌رو به وزنه سياسي هاشمي رفسنجاني هم نگريست. آيا حسن روحاني با توجه به موانع قانوني که دولت در مورد ورود به انتخابات دارد گرانيگاه فعاليت‌هاي انتخاباتي را به هاشمي رفسنجاني خواهد سپرد و او نيز همان نقشي را ايفا خواهد کرد که در انتخابات رياست‌جمهوري بر‌عهده داشت؟ بايد به اين بينديشم که اکنون اين دو شخصيت سياسي چه نسبتي با يکديگر پيدا کرده‌اند.

 روحاني همان هاشمي است؟

حالا کابينه تشکيل شده، شش ماه از عمر دولت مي‌گذرد و انتخابات مهمي ‌در پيش است.

اکنون سوال مهم اين است که نسبت سياسي هاشمي و روحاني در چنين شرايطي چه تغييري کرده است؟ آيا آنها همچنان مانند سال‌هاي دور نسبت به يکديگر قرار دارند؟ واقعيت اين است که حسن روحاني درست در همان جايگاهي قرار دارد که هاشمي‌رفسنجاني سال‌هاي متمادي قرار داشته يا تلاش کرده آن را حفظ کند، يعني جايي ميان دو جناح که محل رجوع چپ و راست باشد.

تفاوت هاشمي و روحاني هم البته اکنون در اين محور است که اين بار حسن روحاني قدرت رسمي را در اختيار داشته و طبعا محل رجوع طيف‌هاي مختلف خواهد بود. به بيان ديگر حالا حسن روحاني همان هاشمي سال‌هاي دور است.

به يک معنا او درست همان جايي ايستاده که محل حضور و استقرار هاشمي‌رفسنجاني است. چنين تصوير و رويدادي وقتي همراه مي‌شود با اين گزاره‌ها:

۱- حسن روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري با حمايت همه‌جانبه هاشمي‌رفسنجاني مواجه شد.

۲- او سال‌ها از مديران هاشمي‌رفسنجاني بوده و در واقع آلترناتيو او در انتخابات به شمار مي‌آمد.

۳- تصاوير و خاطرات سياسي مشترکي از سال‌ها قبل و بعد از انقلاب در مورد هاشمي و روحاني وجود دارد.

۴- در تمام ماه‌هاي بعد از انتخابات هاشمي‌رفسنجاني حمايت‌هاي همه‌جانبه‌اي را از دولت در حوزه‌هاي مختلف انجام داده است.

۵- بسياري از مديران و چهره‌هاي نزديک به هاشمي‌رفسنجاني در رده‌هاي مختلف کابينه ديده مي‌شوند.

 اين تصور به وجود مي‌آید که حسن روحاني همچنان در زير مجموعه سياسي هاشمي‌رفسنجاني يا با اندکي تخفيف در طول سياسي هاشمي‌رفسنجاني ديده مي‌شود. چنين روايتي از رابطه سياسي هاشمي و روحاني البته براي فردي که حالا رئيس‌جمهور است بي‌شک مطلوب به نظر نمي‌رسد. پس چنين است که مي‌توان شواهدي را براي اين گزاره يافت: «روحاني مي‌کوشد خود را فردي مستقل از هاشمي‌رفسنجاني نشان دهد.» واقعيت اين است که اگرچه حسن روحاني در تمام سال‌هاي سياست‌ورزي‌اش قرابت‌هايي با اکبر هاشمي‌رفسنجاني داشته اما روحيه او با هاشمي تفاوت‌هايي دارد. ب? ديگر سخن اينکه او در عين نزديکي با هاشمي‌رفسنجاني فاصله‌هايي هم با او داشته است؛ نمونه‌اش در ماجراهاي انتخابات ۸۸ و البته در قضايايي مانند ۹ دي. به بيان ديگر از نظر سياسي تلاش روحاني همواره اين بوده که ائتلاف‌اش با اکبر هاشمي‌رفسنجاني حفظ شود. شايد احمدي‌نژاد هم در طول اين هشت‌سال عاملی  شد تا آنها به هم نزديک و نزديکتر شوند. حالا هاشمي و روحاني شانه به شانه هم مي‌روند. هر‌چند حسن روحاني تلاش‌هايي هم داشته باشد براي نشان‌دادن استقلال؛ استقلالي که شايد خيلي به مذاق هاشمي خوش نيايد. غيبت‌هاي مکرر حسن روحاني در جلسات مجمع شايد نشانه‌اي از اين ماجرا باشد.به نظر می‌رسد حسن روحانی به‌دنبال این است که نیروی سومی را درکشور تشکیل دهد نیروی سومی که در میان خود نیروهایی از هر دو جناح دارد. نیرویی که حسن روحانی نقطه ثقل آن است.

لینک کوتاه : http://gonabadtimes.ir/?p=6253

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید سردبیرگنابادتایمز منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.